اینو بخونی از خنده برمیشی/36_3_14.gif)
روزی بود روزگاری نداشت...جنگلی بود درخت نداشت...شکارچی ای بود که تفنگ نداشت
روزی این شکارچی با تفنگی که فشنگ نداشت آهویی شکار کرد که سر نداشت
انداختش تو کیسه ای که ته نداشت...این شعر شاعری داشت که اسم نداشت
اگر چه این شعر سروته نداشت...ولی ارزش سر کار گذاشتن رو داشت
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 18:47  توسط هابیل
|
