تبليغاتX
اولین وبلاگ برای چالوسی های عزیز

اولین وبلاگ برای چالوسی های عزیز

بچه های با صفای چالوس خوش امدید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 12:43  توسط هابیل  | 

اين روزا كار همه چت كردن و روم رٿتنه
ورد تموم پسرا پاي چت نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه ساعت چت كردنه
گردهاي رو آ ينه ٿقط به خاطر چت كردنه
اين روزا درد پسرا ٿقط پول نداشتنه
مشكل دخترا يه كم كاٿي نت رٿتنه
اين روزا كار دخترا از خونه ٿرار كردنه
آزروي پسرا يه شب تنها شدنه
اين روزا كار دخترا دل پسرا رو بردنه
بعدش يكي ديگه رو پيدا كردن و اولي رو رها كردنه
اين روزا كار دخترا تو انتظار گذاشتنه
كمترين بهونشون آكونت نداشتنه
اين روزا سهم دخترا با پسرا چت كردنه
جرم تموم پسرا ٿقط گول خوردنه
اين روزا عادت دخترا ٿقط دروغ گٿتنه
كار پسرا سادگي و باور كردنه
اين روزا جرم پسرا ٿقط جمله ي دوست دارم گٿتنه
چاره ٿقط دو ماه تو زندون نشستنه sad
اين روزا تو هر خونه يكي دو تا كامپيوتره
شبا غم مادرا تنها تو خونه نشستنه
اين روزا كار پسرا غرق در چت شدنه
تو كله دخترا يه روز از خونه بيرون رٿتنه
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 12:27  توسط هابیل  | 

بی تو ONLINشبی بازازآنROOM گذشتم

همه تن چشم شدم ، دنبال ID ی تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام CASE وجودم

شدم آن USER دیوانه که بودم

وسط صفحه ی DESKTOP ، ROOM یاد تو درخشید

DING صد پنجره پیچید

شکلکی زرد ، بخندید

یادم آمد که شبی ، با هم از آن CHAT بگذشتیم

ROOM گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم

لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم

تو و YAHOO و DING و دنگ

همه دل داده به یک TALK بد آهنگ

WINDOWS وHARD و MOTHER BOARD

آریا دست بر آورده به KEYBOARD

تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت

من بدنبال معمای کلاهت

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این ROOM نظر کن

CHAT آیینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به email ی نگران است

باش فردا ، PM ات با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این Room، log out کن

باز گفتم حذر از chat ندانم

ترک chat کردن ، هرگز نتوانم ، نتوانم

روز اول که emailام به تمنای تو پر زد

مثل spam ، تو Inbox تو نشستم

تو Delete کردی ولی من نرمیدم ، نگسستم

باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم

تا به دام تو در افتم Room ها رو گشتم و گشتم

تو مرا Hack بنمودی ، نرمیدم ، نگسستم .......

Roomی از پایه فرو ریخت

Hackerی ، Ignor تلخی زد و بگریخت

Hard بر مهر تو خندید

PC از عشق تو هنگید ........

رفت در ظلمت شب ، آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از User آزرده، خبر هم

نکنی دیگر از آن Room گذر هم

بی تو اما ، به چه حالی من از آن Room گذشتم!








عزت زياد
talk to the hand
_________________
يكي بهم گفت خيلي خري چون هم مهربوني هم با عاطفه بايد قالتاق باشي. اون روز بهش خنديدم ولي حالا ...
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 12:26  توسط هابیل  | 

اهل حمامم

پوستم مهتابي‌ست

چشمهايم آبی‌ست

پدرم دلاك است

سر طاسي دارد

لٿنگ مي‌اندازد

شامپو مصرٿ كرد

كله‌اش هي كٿ كرد

و سپس مويش ريخت

و چه اندازه سرش براق است!



حرٿه‌ام دلاكي‌ست

هدٿ من پاكي‌ست

مي‌نشيند لب سكو آرام

يك نٿر با احساس

و تصور كرده، خوش پر و پاست!

كودكي را ديدم

مي‌دود در پي صابون و لگن


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 12:23  توسط هابیل  | 

من نمي دانم كه چرا مي گويند :

چت كار بديست
روم نرويد
و چرا در خانه هيچ كس چت آزاد نيست
چت چه كم از نامه طولاني دارد
چشم ها را بايد بست جور ديگر بايد تصور كرد
به روم بايد رٿت
چت را بايد تنها با دوست دختر خود كرد
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 20:10  توسط هابیل  | 

میگی بارونو دوست داری با چتر میری زیرش ! میگی گل رو دوست داری از شاخه می چینیش ! میگی پرنده ها رو دوست داری تو قفس نگهشون میداری ! بعد می خوای نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 9:30  توسط هابیل  | 

اره گفتم.........................

گفتم بیا دلبر من گفتی خفه
گفتم بیا پهلوی من گفتی خفه
گفتم بیا عاشقتم دوست دارم گفتی خفه
گفتم بیسا عاشقتم دوست دارم گفتی خفه
گفتم علی یارت باشه خدا نگهدارت باشه گفتی خفخ
گفتم تو همسرم میشی تو وصله ی تنم می شی
گفتی آره گفتم خفه
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 9:23  توسط هابیل  | 

ضد حال یعنی

       روز کنکور خواب بمونی                 &                 سربازی بیفتی لب مرز        

                                     وقتی داری با یکی میچتی و کار به شماره میرسه کارتت تموم شه                                  

            ضد حال یعنی با نمره 75/9 افتادن                &     وقتی تو ماشین داره قیافه میگیری خاموش شه        

 خلاصه اینکه ضد حال یعنی وقتی با دوست دختر دومت میری بیرون

دوست دختر اولتو با دوست پسر دومش
ببینی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 12:29  توسط هابیل  | 

 

گفتی اگه مٌردم تا کی وفاداری            عشقو به فراموشی چند روزه تومی سپاری

گفتم تو که می دونی سر خاک تو میمیرم        ولی تا لحظه آخر دل از تو نمیگیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 12:27  توسط هابیل  |